تبليغاتX
قنطورس
شیهه‌های مستانه‌ی یک قنطورس

سینتیا آهان سینتیا خیلی خوبه. پسره‌ی ریش دراز حنایی هم خوبه. یا اون موذی دو به هم زن یا اون زن! یا... بذا ببینم پسر مارکز چطوره؟

ولی جدی سینتیا خیلی خوبه. یه جوش ترکوندم زیر گوشم، نه انتهای گونه‌م زیباتره...صداش اومد و یه آبی زد بیرون...بزاق دهن‌م...یه فکر شیطانی

چطوره اون خراب شده رو ببندم بیام تنهایی این‌جا حال کنم واسه‌ی خودم؟ اما لامسب بد گیری داره...

حالا باس ببینم به قول اسکارلت الان نمی‌تونم به‌ش فکر کنم...فردا...فردا.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 1:47  توسط یک قنطورس  |